پایگاه خبری تحلیلی ویرا weera.ir

شنبه 18 مرداد 1399 | Saturday 8 August 2020

 

 

سايت خبري ويرا-دکتر اردشیر سلیمانی-در این نوشته هدف، تحلیل "مفهومی" اخلاق، اقتصاد، سرمایه اجتماعی و ارتباط بین آنها است. مشخصا" به دنبال کم و کیف و چگونگی قتل رومینا نمی رویم، اما کلیتی را به تصویر خواهیم کشید که رومینا و رومیناهای بزرگ سال فراوانی را شامل می شود.

از طرف دیگر درفضای مجازی به اندازه کافی به قتل آن نگون بخت پرداخته شده است. دراین رهگذرمفاهیم «سرمایه اجتماعی به مثابه کالای عمومی اقتصادی» و «عشق به عنوان  مهیب ترین تضاد»، را در دو بخش جداگانه(الف و ب) تحلیل خواهیم نمود. در آخر روشن خواهیم ساخت در صورت افول اقتصاد و افول سرمایه اجتماعی؛ عشق، اخلاق، فرهنگ و...همگی بسیارآسیب پذیرند. 

 

(الف)- سرمایه اجتماعی به مثابه کالای عمومی:

آیا جامعه به معنای عمیق «واژه ها»  می اندیشد ؟ چرا "اندیشیدن" مورد استقبال جامعه نیست؟ چرا همدیگر را نمی فهمیم؟.  بطور تلویحی و استنباطی پاسخ سولات فوق را خواهیم داد.

درک مفهوم، درذات خود پیش فرض توسعه اقتصادی و جزئی از سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی مانند بیمارستان، مدرسه، دانشگاه، فرودگاه، امنیت و... کالای عمومی اقتصادی به حساب می آید. سرمایه اجتماعی علاوه بر شباهتها، دارای تفاوتهایی هم هست. بطورمثال بیمارستان، فرودگاه و... ازطریق بودجه دولت ساخته و نگهداری می شوند، درحالیکه سرمایه اجتماعی را نه بخش خصوصی و نه دولت به تنهایی نمی توانند تولید کنند یا بسازند و یا از خارج وارد نمایند، بلکه محصول تعامل و همدلی دولت-ملت هرسرزمینی است. سرمایه اجتماعی مانند هر ثروتی قابلیت جمع شدن وانباشته شدن دارد. واکنش قوه قضائیه، هیئت دولت، واکنش منفی اهل قلم در فضای مجازی وبطور کلی کسر بزرگی از جامعه نسبت به «قتل رومینا» نوعی از سرمایه اجتماعی تلقی می شود. زیرا محکوم نمودن و واکنش دولت وجامعه به نوبه خود می تواند مانع از بدتر شدن اوضاع در آینده گردد. 

درعصرحاضر به مدد مطالعات علمی در حوزه اقتصاد توسعه، این نتیجه حاصل شده که هیچ ملتی به خوشبختی، رفاه و بهبود سطح زندگی نخواهد رسید مگرآنکه «مسیرتوسعه ای»  را بر اساس منابع مالی ، منابع طبیعی ، منابع انسانی ، سرمایه اجتماعی همان ملت برای خود تعریف نماید و برای رسیدن به آن، جامعه را وادار به «اندیشیدن» و «گفتمانهای اجتماعی توسعه» سازد. یکی ازارکان اصلی شکل گیری "اندیشه" و "گفتمانها"، خانواده است. انسانها در یک کنش تفاهمی باید بیاموزند لحظه ای "دیگری" شوند و با درک دیگری بستر توسعه و انباشت سرمایه اجتماعی را ایجاد نمایند. مظاهر مدرنیته ازقبیل؛ ماشین وخانه لوکس، مدرک دانشگاهی فاقد دانش، پول و امکانات مادی فراوان و ... نتوانسته کنش تفاهمی و درک «دیگری» را بعنوان زیرساخت توسعه سرمایه اجتماعی ایجاد کند. از طرف دیگر تولید یا واردات زیاد کالای مفید، بعضا" باعث تولید افراد خیلی بی فایده می شود. مظاهر توسعه عاریتی، جامعه را گرفتار مصائب خود ساخته می نماید. در شرایط فعلی به حالتی دچارشده ایم  که مشکل فقرا فقراست و مشکل ثروتمندان بی فایدگی است( لمپنیسم). در نهایت باید گفت راه های جلوگیری از «قتل رومیناها» درتقویت سرمایه اجتماعی و توسعه است نه سرمایه مادی و ثروت مالی. توسعه با عقلانیت ایجاد می گردد نه تعدد در کارخانجات، افزایش درآمد ملی  و یا افزایش درآمد داخلی. توسعه اقتصادی با بتن، سیمان ومیلگرد، جاده و فرودگاه ایجاد نمی گردد. جامعه های توسعه یافته، دردرون خود ظرفیتهای قانونی و فرهنگی را به وجود می آورند که هرگز دختر یا پسر خرد سال  اینچنین جزا نمی بیند. همچنین جامعه به اعتبار بلوغ عقلی خود، خانواده طرفین را انگشت نما و تحقیرنمی سازد تا موجب چنین واکنش تند غیر انسانی شود. موضوع قتل رومینا ریشه در عوامل متفاوتی دارد. هر چند تعدادی از اشخاص حقیقی در قالب روشنفکری این عمل را محکوم می نمایند، بنده خیلی باور ندارم چون احتمال می دهیم چنانچه خودشان در شرایط مشابه قرار گیرند این عمل را تکرار نمایند. در ضمن زمانی که دختر خانمی یا پسری را به غیر دلخواه خود به عقد و ازدواج فرد دیگری در می آورند، باز نوعی دگر کشی طولانی به اندازه همه عمرآنها نیست!!؟؟. اما در آن زمان ابزار دگر کشی آنها داس نبوده اغلب؛ حیله، نیرنگ، فریبکاری و عقل خود را صائب دانستن و هزران تصمیم و ذهنیت غیر انسانی بوده

 

(ب)- عشق مهیب ترین تضاد است:

ازدواج و گرایش به جنس مخالف امری طبیعی است و مهیب ترین تضاد است، یعنی فرد یگانگی واستقلال خود را در وابستگی به فرد دیگری می بیند، نوعی چشم پوشی ازوجود خویش و پیدا کردن خود دردیگری است. مذاکره و مصاحبه یا هرنوع خشونت و سرکوبی نمی تواند این تضاد ونازک رفتاری را حل نماید. فرد عاشق خودش را نفی می کند تا در«وجود» دیگری، خود را پیدا کند و این فنا نمودن خود به منظور وجود یافتن در دیگری است، تا درشکل خانواده ای جدید ابراز وجود وهویت نمایند. هرگاه مبنای ذهنی خانواده پسر یا دخترحقایق طبیعی نباشد ومبنای هزینه-فایده اقتصادی باشد، درواقع زناشوئی را جریانی غیر طبیعی و مدنی فرض نموده اند، درحالیکه زناشوئی پیمانی مدنی نیست، هرچند شکل مدنی دارد. اما بدون شک عشق درماهیت خودعمل و رابطه ای اخلاقی است. می توان گفت؛ زناشوئی، عشق اخلاق گرایانه ی منبعث ازحق طبیعی است. لذا مذاکره پذیر نیست. چون هردو جنس کمی قبل از گرایش به همدیگر به زعم خویش به خود آگاهی رسیده اند، آنگاه به شکل کیفیتی متصل، ازخویشتن خویش رهایی می یابند تا درجنس مخالف «بود» شوند. این نفی آگاهانه خود، به نیت ایجاد خانواده ای جدید است، نه تباهی ǃ هرچند غایت خانواده فروپاشی است. با کمی دقت نظر قابل مشاهد است که در دنیای مدرن، احساس و تمایل به ازدواج، موضوع  پر اهمیتی است که بنیاد آن قراردادی نیست. و اساس آن بر کنیزداری یا خواجه گزینی نمی باشد. با سرکوبی و فرودست سازی عشق و تبدیل نمودن آن به «شرم» و «پاکدامنی» در واقع جنبه اخلاقگرایانه زناشویی را کنار گذاشته ایم. پس پایه عشق برعقل (خود آگاهی انسان عقلائی) استواراست، جریان یافته درخرد و پوشیده دراحساس است. درک این موضوع که عشق تضادی مهیب است وغایت خانواده فروپاشی است، فقط ازراه کسب معرفت که بن مایۀ اصلی «سرمایه اجتماعی» است، حاصل می شود. چنانچه زناشویی براساس تسلیم آزادانه از طرف هر دو جنس باشد. هرگز تعدد پذیر نیست. درنتیجه اساس ازدواج مبتنی برعقل، اخلاق و آزادی درانتخاب است. الزامی به نظر می رسد که این نکته را اضافه نماایم؛ اگر ازدواج میان بستگان نسبی برپایه رابطه خونی (فامیلی) صرف باشد، با انگیزه اخلاق گرایانه درتعارض است. از طرف دیگراگر جامعه ای به بلوغ سرمایه اجتماعی رسیده باشد نه فقط عاشق نابالغ را به قتل نمی رساند بلکه با عقلانیت در طول زمان مسئله را حل می نماید. این موضوع نیاز به وضع قانون ندارد بلکه «انسانهای شریف» توسعه یافته در چارچوب فرهنگ و سرمایه اجتماعی این قانون را خود، برای خود، وضع می نمایند. اما اگر سرمایه اجتماعی ضعیف باشد، جامعه افسرده ،  کسل  و بی انگیزه می شود. آنگاه قتل عاشق نکوهیده نیست. با روش کثیف ثروتمند و پولدارشدن زشت جلوه نمی نماید و تبدیل شدن به «پولدارکثافت» ضد ارزش نیست. قتل دختر خویش شجاعت و غیرت و مردانگی توصیف نمی شود. در پایان برای ممانعت از تکرار رفتار های مضموم فوق نیاز به اندیشیدن، ارتقاء سرمایه اجتماعی و اعتقاد دینی داریم .

امیدوارم مفید واقع شود

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
بازخوانی کپچا


تمامی حقوق سایت محفوظ و متعلق به مدیریت سایت ویرا می باشد ، طراحی شده توسط دنیای طراحی وب 09186377747

Template Design:Dima Group