تازه های خبری:

▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌

دوشنبه 1 آبان 1396 Monday 23 October 2017 2 صفر 1439

آخرین اخبار سایت

دردل دل یک جانباز

دلگیریم از مسوولان

مهين داوريمهین داوری-سايت خبري ويرا-از مسوولان ممکلت دلگیریم ، چرا باید وضعیت مسوولان کشوری ما به این صورت باشد که هر وقت پیچ تلویزیون باز می شود یک اتهام مطرح می شود و یک اتهام که به مردم بشود منتسب کرد وجود ندارد و همه اتهامات به سمت مسوولان است.

گفت و گو با جانباز 50 درصد در روز جهانی معلولان:

روز جهانی معلولان سوم دسامبر مصادف با 12 آذرماه از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد با هدف ارتقاء رشد اذهان عمومی درباره مسایل مربوط به معلولیت های مختلف و افزایش آگاهی های لازم در این حوزه بوده است و با توجه اینکه هشت سال جنگ تحمیلی منجر به افزایش حدود 300 هزار نفر جانباز به جمعیت معلول کشور شد، این روز بهانه ای شد که از معلولان ناشی از جنگ غافل نشویم و گپ وگفت صمیمی پیش رو با «علی رشیدی» جانباز 50 درصد به همین منظور تقدیم می شود:

*از خودتان بگویید

علی رشیدی، 56 ساله و جانباز 50 درصد . سال 65 در یک عملیات گشتی مرزی و شناسایی روی مین رفتم یک پایم را از دست دادم و بدنم پر ترکش است . سال 60 وارد سپاه شدم و الان هم پاسدار رسمی و بازنشسته سپاه هستم و در سپاه پاسداران مسوولیت هایی مانند فرماندهی گروهان، فرماندهی گردان، فرماندهی تیپ، معاون آموزش نظامی لشگر، سرپرست اطلاعات عملیات لشگر، جانشین فرماندهی سپاه استان ایلام، جانشین فرماندهی تیپ 127 استان کرمانشاه تا سال 74 عهده دار بودم.

از این سال به بعد ، 8 سال مدیرکل بنیاد جانبازان ایلام بودم ، سپس 4 سال مدیر کل بنیاد شهید و امور ایثارگران ایلام شدم و پس از آن 4 سال مدیر کل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان کردستان ، سه سال مدیر کل بنیاد شهید و امور ایثارگران خوزستان و 18 ماه در استان زنجان در این سمت خدمت کردم و 15 ماه هم فرماندار شهرستان دره شهربودم و این روزها هم در مسند مدیر کل بازرسی ، مدیریت عملکرد و امور حقوقی استانداری ایلام و با حفظ سمت سرپرست هسته گزینش استانداری ایلام مشغول هستم.

* روز جهانی معلولان بهانه ای شد که از جانباز هم به عنوان فردی که در اثر جنگ دچار معلولیت شده است یاد کنیم ، نگاه شما به معلولیتی که دارید چیست ؟

وقتی از زاویه انگیزه رفتنم به جبهه به معلولیتم نگاه می کنم ذره ای پشیمان نیستم و خوشحالم و افتخار می کنم که توانستم در نگاهبانی از میهنم در آن دوران ایفای نقش کنم و...(مکثی می کند)

* و... می شود این گونه تصور کرد که با توجه به انتخاب هدف والا در ورود به جبهه و جانبازشدن، معلولیت نیز بر شما و خانواده تان هیچ اثری نگذاشته است ؟

[ بلافاصله و صریح ] قطعا هرکسی از لحاظ جسمی سالم نباشد از لحاظ روحی هم تحت فشار است، مثلا من که پایم را از دست دادم نه تنها فرماندهی سیستم مغزی و عصبی ام دچار آسیب شده است طبیعتا فشار روحی فراوانی متحمل می شوم و فعالیت بدنی ام هم به تبع کاهش یافته است. همه فشارهای روحی و جسمی وارد آمده به فرد جانباز و خانواده در قالب یک مجموعه طبیعی، قابل انتظار است ،اما یک نیروی خارق العاده تحمل این دردها را آسان می کند و آن هم اعتقاد به خدای سبحان و کاری که انجام گرفته در راه رضای خدا بوده است و مشکلات جانبازان با این اعتقاد حل نه ، آسان می شود، دردی که جانباز اعصاب و روان می کشد دردی که جانباز شیمیایی می کشد اصلا قابل کتمان نیست، قطعا از لحاظ روحی هم دچار فشار و عذاب است، درد جانباز التیام ناپذیر و همراه اوست تا روز مرگ، مثلا راهی می توان یافت که جانباز شیمیایی دیگر درد نکشد؟ جانباز اعصاب و روان روی آرامش ببیند، آیا می توان عمق درد و رنج مدام جانباز فاقد دو دست از کتف برای انجام امور بهداشتی را اندازه گرفت ؟

تاثیر معلولیت افراد بر خانواده ها متفاوت است و بررسی تاثیر معلولیت ناشی از جنگ نیز متفاوت تر است و بستگی به عوامل متعدد دارد.اگر همسر جانباز اهل مطالعه و دانایی باشد نوع نگاه و برخورد او به یقین به گرم تر شدن روابط خانواده می انجامد و فرزندان در برقراری ارتباط با پدر خود کمتر دچار فاصله می شوند و در غیر این صورت حتما مشکلات متعددی بروز می یابد.

قابل انکار نیست که داشتن عضو مصنوعی پدر برای فرزند خردسالش درگیری ذهنی و روانی شدید و مدام ایجاد می کند چرا که نه قدرت تحلیل واقعیت را دارد و نه می تواند مفاهیمی مانند جنگ و ایثارگری و جانبازی را درک کند و به همین خاطر تا حوالی 10 سالگی که تا حدودی بفهمد شک ندارم که دچار فشارهای روانی متعدد می شود و باید پذیرفت که وضعیت خانوادگی افراد مجروح و دارای نقص عضو وضعیت آرام و عادی نیست و تحمل درد این واقعیت برای آن ها جانکاه و دایمی است.

*برای آن همه جانفشانی و دفاع مخلصانه چه چشم اندازی برای کشور متصور بودید و اوضاع کنونی ممکلت را چطورارزیابی می کنید؟

[ پرحرارت و با تن صدای بالاتر] هزینه گرانی به امید رسیدن به پیشرفت اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، تقویت احکام اسلام ، آگاهی ملت ، بالا رفتن شعور فرهنگی ملت ، نمونه و الگو بودن پرداخت شد اما حاصلش آن چیزی نبود و نیست که مورد تصور بود. نرفتم جبهه که پایم قطع شود که صاحب منزل شوم، نرفتم جبهه که ماهی 500 هزار تومان به من حقوق پرداخت شود. شهید و جانباز این ممکلت به چه دلیل رفت و جان فدا کرد ؟ چرا مادری که چهار پسر خود را بدرقه جبهه کرد و هر چهار شهید شدند اما خم به ابرو نیاورد ؟ چرا به چه دلیل ، به این دلیل که ماهانه حقوقی دریافت کند ؟ برای اینکه منزلی برایش ساخته شود که اگر پسرانش شهید نمی شدند بهتر از دیگران برای او سرپناه می ساختند و بیشتر از هر مسوولی خریدار نازش بودند آنها فقط و فقط برای ارتقا و اجرای احکام اسلامی از جان عزیز خود گذشتند ، اگر نارضایتی در جانباز و خانواده شهدا است فقط از عدم دریافت تسهیلات نیست بلکه از جوانب دیگر هم است.

*نارضایتی خانواده جانبازان و شهدا از چیست ؟

[ صریح و بی پرده ]آیا وضعیت دینی کنونی کشور براساس انتظاری که خانواده شهدا، جانبازان و رزمندگان و آزاده ها وحضرت امام و رهبری داشتند رقم خورده است؟ جایگاه فرهنگی حاضر کشور ما شایسته پرداخت آن همه هزینه بود؟ الان وضعیت اجتماعی کشور ما قابل دفاع و خوب است؟ هزینه های جانی و مالی پرداخت شده جنگ با پیشرفت اقتصادی و استقلال کنونی کشور برابری می کند؟

ناراحتی اصلی خانواده های جانبازان و شهدا این است که مملکت بعد از جنگ در حد انتظارشان ظهور نیافت، انتظار می رفت که به قله های بالاتری صعود کنیم مخصوصا صعود کشور به قله های فرهنگی و دینی مورد انتظار بود . الان ندای اسلام ناب تا به کجای دنیا رفته است؟ انقلاب اسلامی عزیز و بی نظیر ما که بحق همه برای آن جانفشانی کردند تا کجا حضور و نفوذ پیدا کرده است ؟ هنوز در کشور ما خرافات رایج است هنوز در مملکت ما چرخاندن امام زاده سیار دیده می شود و با چرخاندن گنبدی در روستاها ، پول به پای آن ریخته می شود و این مصداق آشکار خرافه پرستی ست، آیا این همان پیشرفت احکام اسلامی ست ؟ آیا آن همه هزینه ها ، برای رسیدن به این جایگاه دینی بود؟ از نظر اقتصادی و اجتماعی در کجای دنیا ایستاده ایم؟

آزادی بیان، آزادی قلم ، انتقاد پذیری و آستانه تحمل مردم ، مسوولان در چه حدی است؟ این چه سیستمی است که رییس جمهور پیشین گذشته جمهوری اسلامی در کشور خودش ممنوع تصویر است ؟ آستانه تحمل همین قدر باید باشد؟ زمانی که ما در جبهه بودیم در حین جنگ رییس منافقین با شهید بهشتی مناظره تلویزیونی داشت و هیچ اتفاقی هم نیفتاد ، رییس بزرگ کمونیست در آن زمان با علمای بزرگوار ما مناظره تلویزیونی داشتند و هیچ اتفاقی نمی افتاد وترکیب اول و دوم و سوم مجلس هیچ اتفاقی نیفتاد.

*منظور شما این است که نوعی پسرفت فرهنگی، دینی ، اجتماعی و اقتصادی در کشور موجب دل آزردگی خانواده های جانبازان و شهدا شده است ؟

[ اندوهگین] متاسفانه از نظر اجتماعی پسرفت داشتیم و پیشرفت فرهنگی خاصی هم نداشتیم و بدتر اینکه از لحاظ دینی هم نه تنها پسرفتی نداشتیم و درجا هم نزدیم بلکه دچار انحراف هم شدیم، متاسفانه انقلاب و نظام در حال منحرف شدن به سمت و سوی وضعیت نامناسب و اسف باری است، ما در داخل کشور دچار مشکل شده ایم، رهبری نهضت ما را روحانیت عهده دار بود الان متاسفانه به جهت عدم آگاهی، جو روحانیت ستیزی در ممکلت ما به وجود آمده است که این انحراف، خطرناک و اصلا خوشایند نیست.

*شما گله مندید از آنچه بر سر انقلاب آمده است و بعضا مردم عادی هم گاه در اوج نارضایتی از گرفتاری های اجتماعی و اقتصادی، از مسوولان نظام که چرا خانواده های جانبازان و شهدا از سهمیه های خاص استخدامی و تحصیل و... برخوردارند، شکایت می کنند نظر شما در باره این موضوع چیست؟

[ لحنی محکم و متقن ] اولا ایثارگران انتظار و توقع دریافت تسهیلات نداشتند و خود نظام این انتظارات را با وضع قوانین در آنها ایجاد کرد و الان هم به نیمی از آن قوانین عمل نمی کند و قطعا جانبازان و خانواده های شهدا هم از این جنبه ناراضی هستند.

امام در صدور اولین حکم خود 22 اسفند 1358 به آقای کروبی در آستانه تاسیس بنیاد شهید اعطای تسهیلات را مورد تاکید قرار داده است، چرا دستگاه حاکمه به آن عمل نمی کند ؟ درمان جانبازان مساله ای مهم است خود نظام جمهوری اسلامی وضع کرده است که درمان این خانواده ها باید رایگان باشد ، اصلا مساله درمان جانبازان برای کشور مساله ای حیثیتی است که در صورت رسانه ای شدن موضوع درماندگی جانبازان جنگ در رفع مشکلات درمانی شان، آیا این مساله به حیثیت کشور خدشه وارد نمی کند؟  

قانون داریم که فرزندان شهدا و جانبازان از تحصیلات صددرصد رایگان برخوردار شوند که همیشه و در همه دستگاه ها اجرا نمی شود، قانون است که حداقل 25 درصد سهمیه استخدامی به خانواده های شهدا و جانبازان اختصاص دارد که اگر حداکثر آن نیز لحاظ شود نباید شاهد بیکاری فرزندان شهدا و جانبازان باشیم .

قانون داریم که فزرند جانباز و شهدا به محض ورود به هر دستگاه دولتی روز بعد استخدام رسمی شود که شاید 90 دستگاه های کشور به این قانون عمل نمی کنند .

اصلا خنده دار نیست که فرزند شهید پشت در گزینش شش ماه معطل می ماند ، خنده دار نیست که جانباز گزینش می شود؟ آیا آن بهترین گزینش نبود که رفت و جان خود را فدا کرد و چه ایثاری بالاتر از این که الان هم باید گزینش شود؟

در حکم امام هم آماده است که خانواده های جانبازان و شهدا از بلیت سفر نیم بها برخوردار شوند که اخیرا این هم لغو شده است. قانون است که هر ده سال یکبار به خانواده های جانباز بالای 50 درصد خودروی ملی در قبال اخذ نیمی از بها از خود جانباز تحویل شود یک بار اجرا شد و الان دیگر اجرا نمی شود.

در قانون آمده است احتساب مزایای ایثارگری ، مربوط به روز جانباز شدن است نه روزی که فرد در صدد ثبت جانبازی خود بر می آید مثلا کسی که سال 59 مجروح شده است سال 80 درصد جانبازی بگیرد آن سازمان مربوطه من باید از سال مجروحیتش تا 80 محاسبه و پرداخت کنند یک وزارت خانه در کشور جمهوری اسلامی این موضوع را رعایت نمی کند .

*نه از اوضاع کشور پس از جنگ راضی هستید و نه از دریافت تسهیلاتی که به آن چشمداشتی نداشتید، آیا با توجه به مجموع عوامل ، اگر به 31 شهریور 59 برگردیم دوباره داوطلبانه به سوی میدان جنگ می شتابید؟

[ ساده و صمیمی ] هیچ جانبازانی در حالت آرامش از گذشته خود اظهار پشیمانی نمی کند چون هدفش والا بوده و سرمشقش امام حسین ( ع) و ائمه است و چون اصل این حرکت بر محور سربلندی آب و خاک میهن می چرخد، نه تنها پشیمان و ناراحت نیستند، بلکه افتخار هم می کنند و اگر شرایط بدتر از الان بشود باز همان رفته را دوباره در پیش می گیرند.

*درد دل یک جانباز

[غمگین و حسرت بار] از مسوولان ممکلت دلگیریم ، چرا باید وضعیت مسوولان کشوری ما به این صورت باشد که هر وقت پیچ تلویزیون باز می شود یک اتهام مطرح می شود و یک اتهام که به مردم بشود منتسب کرد وجود ندارد و همه اتهامات به سمت مسوولان است.چرا نمی توان در بین مسوولان کشوری ، دولت و مجلس بعد از جنگ پنج فرد مطرح کشوری نام برد که مورد اتهام قرار نگرفته باشد.

اگر نوع حکومت ما سوسیالیستی است هیچ انتظاری ندارم و گله مند هم نیستم،اگر نوع حکومتم جمهوری، بدون اسلامی بود انتظار و گله ای در میان نیست، اما ما حکومت جمهوری اسلامی هستیم، رییس مجلس ما ، رییس مجلس شورای اسلامی ایران است،رییس جمهور اسلامی ایران است، و زیر اسلامی ایران است،نماینده اسلامی ایران است نه ایران دموکراسی و نه جمهوری و نه ناسیونال و نه ایران فدرال

نگرانی ما این است که اگر این اتهامات راست است چرا برخورد نمی شود؟ اگر دروغ هستند چرا دنیا و ملت توجیه نمی شوند و چرا با شایعه پراکنان و دروغ پردازان برخورد نمی شود ؟اتهام سیاسی، اخلاقی ، اجتماعی مسولان به شدت دل ما را زخمی کرده است و از این جهت شدیدا نگران و گله مندیم .

*انتظار جانباز از مسوولان ممکلت

[دردمند و ملتمسانه] باید همواره فرموده امام صادق(ع) مدنظر داشت، ایشان فرمودند: اگر فردی مسوولیتی که توانایی اداره آن را نداشت و عهده دارش شد از ما نیست و عکس آن نیز هم اگر توان اداره مسوولیتی را داشت و از پذیرش آن سر باز زد باز او از ما نیست.

و خواسته دیگر ما از مسولان کشور این است که به انقلاب خیانت نکنند به مردم خیانت نکنند، به خون شهدا خیانت نکنند به نظام خیانت نکنند به مردم اعتماد کنند و همپا و همراز و در کنار آن ها باشند و اشرافی گری و اختلاف انگیزی را کنار بگذارند و از دشمن پراکنی و دشمن افکنی بپرهیزند که اگر این انتظارات برآورده شوند، مشکلات ملت کمتر و به مرور حل خواهند شد.

مهين داوري-دلنوشت

mahin-davari.jpg

 

 

 

 

 

 

 

اضافه کردن نظر

در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:

لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
« ویرا » مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
« ویرا » از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

 تبلیغات سايت خبري ويرا

      09120440191

 

 

 

 

 

 

 

 تمام حقوق سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی ویرا با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد

Template Design:Dima Group