تازه های خبری:

▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌

دوشنبه 5 تير 1396 Monday 26 June 2017 1 شوال 1438

آخرین اخبار سایت

به بهانه مراسم تجلیل از ظاهر سارایی

این قله‌ی مه‌آلود

محمدرضا رستم‌پورسايت ويرا-محمدرضا رستم‌پور- ازبنیاد نخبگان استان تماس گرفتند که مطلبی در باره استاد سارایی به مناسبت تجلیل از ایشان  برای بروشوری که در مراسم تجلیل  توزیع خواهد شد بنویسم  مطلب را نوشتم

اما نتوانستم به چند خطی که  محدودیت فضای آن بروشور اجازه می داد قانع باشم و ضمن نوشتن آن چند خط یادداشتی کامل تر نیز در باره ی این عزیز نوشتم که حق مطلب را ادا کنم البته اگر توانسته باشم .
وه چه بی‌رنگ و بی‌نشان که منم
 
کی ببینی مرا چنان که منم
بانگ آمد چه می‌دوی بنگر
 
در چنین ظاهر نهان که منم
شمس تبریز را چو دیدم من
 
نادره بحر و گنج و کان که منم
اگر ظاهر سارایی تنها یک شاعر بود که در خلوت  پاک خود و با خلوت خود خو گرفته وشعرهای زلالی می سراید می شد راحت درباره شعرش حرف زد، اگر تنها یک پژوهشگر بود که کارهای  پژوهشی را با جدیت پی می گیرد و هر چند وقت یکبار یک کار اساسی  و تاثیر گذار ارائه می دهد، می شد آسان در باره پژوهش های او و تاثیر و نقششان در فرهنگ بومی و ملی صحبت کرد اگر تنها اندیشمندی بودکه با اندیشه های اثر بخشش تولید فکر دارد واندیشه های خود را هر سال متعالی تر از سال پیش مطرح می کند، می شد راحت در باره ی اندیشه های او قلم زد. اگرفقط یک فعال فرهنگی تاثیر گذار و نخبه پروربود که برگردن  فرهنگ این دیار و بازخوانی و بازیابی اش حقی دارد و نشانی ، می شد در باره اش به آسودگی نشست و صحبت کرد اگرتنها یک بیدار اجتماعی بود که با شم  هوشمندانه اش آسیب ها و خطر ها و تهدیدها و فرصت ها را به خوبی می شناسد و گوشزد می کند ،می شد در باره ی او به راحتی سخن گفت و اگرخوبی ها و زیبایی های فکر و روح او تنها به یک دوست کم یاب خلاصه می شد که در وقت سختی برادرت می شود و در وقت شادی ممکن است کمتر ببینی اش می شد به سادگی در باره ی او حرف زد  ودست آخر اگر تنها یک استادی بود که شاگردان بسیاری را بدون ادعای استادیشان به جامعه معرفی کرده و بی مزد و بی منت به عرصه ی فرهنگ و ادب و اجتماع سپرده و راه را از چاه نشانشان داده است« و حالا خیلی هاشان شاید هم یادشان نیاید که روزگاری شاگردش بوده اند و یا بردارش بوده اند» به سادگی می شد در این باره حرف زد. اما مشکل اینجاست که ظاهر سارایی ترکیبی است خوش چین و منظم از تمامی این ها و اینجاست که کار سخت می شود و جنبه های گسترده تری پیدا می کند .
ظاهری که من می شناسم شایسته ی عنوان استادی است نه آن استادی که امروز برای همه به کارش می برند و مبتذلش کرده اند،  او به هیچکس نگفته استادت هستم با این حال همه او را به نام استاد می شناسند و اینجاست که مقام بلند و واقعی استاد مفهوم پیدا می کند و لذت کار اینجاست که مردم این لقب را به تو بدهند مردمی که متشکل از دانشجویان و شاگردان و شاعران جوان و با سابقه و نخبگان و دانش آموزان وفرهنگ دوستان و فرهنگ پیشگان هستند
 
همیشه فکر می کردم اگر از من روزی بخواهند در باره استاد سارایی حرف بزنم به اندازه یک کتاب می توانم صحبت کنم اما پای نوشتن که به میان می آید می بینی نمی توانی این قله ی مه آلود را آنگونه که شایسته است نمایان کنی و باید صبر کنی تا آفتاب کم کم بلندی ها و شکوه واقعی او را نشان دهد. آفتابی که از پس قافله ی توفان و بوران و سرما  می آید و غربال به دست دارد ...
اگر چه اولین استادم را مادرم می دانم که با قصه گویی های شیرین و پدری ها و خدمت بی مزد و بی منتش مرا پا به پا و پله پله برد  اما کسی که به من آموخت چگونه باید از پله ها بالا بروم چگونه در پله ها نمانم و چگونه از خود پله بسازم استاد ظاهر سارایی بود که در وقت سختی برادر بود و در وقت شادی آموزگار و بارها دیدم که مخالفانش را هم دوست داشت و دوست داشتن را با این کارش به من  هم آموخت بارها دیدم که سخن مخالفش را شنید و بی آنکه کینه به دل راه دهد آرام و صبور راه خود رفت و دوستی اش آسیبی ندید بارها دیدم که به خاطر استانش به خاطر سرزمینش از حق خود گذشت و برای خودش حق شخصی قائل نشد بارها بی کینه بودن وسرسختی و خوشبختی وشاعرانه و باشعور زیستن را در زندگی اودیدم و برای خود از آن الگو ساختم ظاهر سارایی را اگر از نظر شخصی ببینم می توانم او را برادر و استاد و دوست دیرینه ام بنامم اما او فراتر از این هاست چرا که جهان او جهان گسترده ی چند بعدی است که برمدار پاکی و انسانیت می چرخد  .
ظاهر سارایی که در نظر من اسطوره ای است ناشناخته و گمنام اگر چه نام بلندی دارد اما بسیار مظلوم مانده و مانند شاهکار فردوسی هر چه زمان می گذرد باید او را از زاویه های مختلف دید و شناخت و حالا دست به کار شدن بنیاد نخبگان برای تجلیل از این مرد بزرگ و دوست داشتنی که محبوبیت عام و خاصش نیز زبانزد است و خود را به ناچیز نفروخته است اگر چه خیلی دیر اتفاق افتاد و ما زودتر از این ها منتظر حرکتی در خور این استاد بودیم باز تازه است و باید قدر دانی کرد از عزیزانی که دست به این کار شایسته زده اند.
 
باشد که این روند ادامه یابد تا بزرگان ما بدانند که فعالیت های موثرشان ازچشم دیگران پنهان نمی ماند و ما مردم قدر شناسی داریم .

اشاره ها
سه بیت از یک غزل مولوی
قله های مه آلود نامی است کنایی که خود ظاهر سارایی برای یکی از کتاب های پژوهشی اش برگزیده
نیما یوشیج :آن که غربال به دست دارد از پس قافله می آید

نظرات   

 
0 # مهین داوری 1395-09-22 13:11
باسلام
جناب رستم پور به شما هم تبریک می گویم که شاگردی قدرشناس و باهوش هستید چرا که تلاش شما در جهت قدردانی از این نخبه فرهنگی استان ارزشمند است و دست مریزاد به بنیاد نخبگان که شناسایی و "تجلیل" از نخبگان و اندیشمند ان بزرگ را یکی از اولویت های خود برگزیده است و امید که متولیان فرهنگی استان نیز بیشتر از پیش در تجلیل از بزرگان فرهنگ و هنر که دین بزرگی بر گردن استان دارند پیش قدم شوند.
پاسخ | پاسخ با نقل قول | نقل قول
 

اضافه کردن نظر

در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:

لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
« ویرا » مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
« ویرا » از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

 تبلیغات سايت خبري ويرا

      09120440191

 

 

 

 

 

 

 

 تمام حقوق سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی ویرا با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد

Template Design:Dima Group