تازه های خبری:

▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌▌

جمعه 29 دي 1396 Friday 19 January 2018 2 جمادی‌الاول 1439

آخرین اخبار سایت

سلام بر کرماشان

منتظر می مانیم

سایت ویرا - سلام بر ثلاث و سرپل ! سلام بر ازگل و قصر شیرین ! سلام بر جای جای قدمگاه هماوردان جنگ و جنون ! سلام بر کرماشان

آن گاه که در سوز نیمه شب بیست و یکم آبان بعد از لرز زمین از شرم ؛  شرم از این که دیگر گُرده ی رنجورش تاب قدم های خسته و پاهای پینه ی مردمان این دیار را نداشت ،  با شنیدن نام ثلاث و سرپل  یاد دوستان جانم آن جا افتادم ؛ سراسیمه خواستم خبری  بگیرم ، گفتند که ارتباط با سرپل از طریق بی سیم هم ممکن نیست ، به ناچار دست به دامان  « سیما » شدم و در دل ، اضطراب از این که نکند باز به جای ویرانه های سرپل و قصر که تا همین سال 80 به گواه خودم ( در گروهان یکم گردان 128تیپ 4 لشگر 81 زرهی کرماشان ) ، سپر گلوله و خمپاره ی منافقین بودند ، باز هم سیمای هالیوودی " سعد حریری " را بر صفحه ی سیما ببینم ! آنجا ، حریری شب را در بسترِ حریرِ شیوخ آل سعود به صبح می رساند و روز مقابل دوربین خطابه می خواند و این جا شیربچه های "شیرین" ، در کلاف آهن و سیمان مچاله شدند ...

آری

" دخترک خاموش ، بهتش بُرده از تنهایی خود

می‌کشد بر چشم‌های بی‌نگاهی آستین را

نوعروسی، خیره در آفاق خون‌آلوده، در چنگ

می‌فشارد جامه‌ی خونین جفت نازنین را "

قصّه همان بود که هست

به جای نشان دادن عمق فاجعه ، بارها و بارها خبر تکراری حصر احتمالی " سعد حریری " پخش می شود ؛ آری ! " حصر" این واژه ی مبتذل و مستعمل برای گوش هایمان !

مگر نه این که کرماشان جگر گوشه‌ی این کهن سرزمین است و بر لبه‌ی مرز قرار دارد !؟ مگر نه این که باید زود تر و عمیق تر رفو شود !؟ مبادا بغض و کین در حنجره ی زخمی اش آبسه کند !؟

گفتند که خبر های درست را از " ما " بگیرید ؛ گفتیم : سمعا و طاعتا ! اما آن چه بود ارتباط های نخ نما با تن‌های تن آسا در جامه های اطو کشیده و برّاق بود !؟ نه از دختری در آغوش مادری رنجدیده با از دست دادن 21 نفر از خانواده اش خبری بود و نه از شب فاجعه با دل های شکسته و سرمای کُشنده و چشمان بی خواب و ویرانی "سراب "  ! 

از تمام قریه، یک تن مانده و دیگر کسی نیست

تا کشد دست تسلّا بر سر، آن تنهاترین را "

نه از بی مهری دیوار های بی اعتماد " آن مرد "  هشت ریشتری خبری بود و نه از زنده بگوری خانواده ای در "کوئیک " ! 

تنها بازار " تسلیت " بود که رونق داشت ! همدردی پشت همدردی !

چرا فکر می کنیم تنگه ی مرصاد دیگر بار به کارمان نمی آید !؟ چرا پادگان الله اکبر و ارتفاعات قدسی‌اش را دوباره به یاد نمی¬آوریم !؟

مگر می شود بیش از 9500 شهید را به یاد نیاورد و فراموش کرد که گیلانغرب دوّمین استان مقاوم کشور نام گرفته است !؟ مگر 1126 مورد بمباران و موشک باران و 27 عملیات در این دیار ، فخر ندارد !؟

چه قدر لذت بخش بود دیدن مردان و زنانی تن تکیده امّا با قامتی ایستاده در کنار آوار و انتظار اجساد عزیزانشان را کشیدن ! هیچ نشانی از ترس نبود ... آنچه بود دل شکستگی و خستگی بود ... راست گفته اند : " کورد ها همه جور می میرند ، اما از ترس نمی میرند "

هنوز هم زمان باقی ست ،

منتظر می مانیم ...

اضافه کردن نظر

در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:

لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
« ویرا » مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
« ویرا » از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

 تبلیغات سايت خبري ويرا

      09120440191

 

 

 

 

 

 

 

 تمام حقوق سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی ویرا با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد

Template Design:Dima Group