️ ✔️وقتی تندروها در دو سوی ماجرا همصدا میشوند
✍️ ویرا در میانه تنشها و سالها بیاعتمادی، هر توافقی میان ایران و آمریکا بیش از آنکه یک سند سیاسی باشد فرصتی برای کاهش هزینههای سنگین تقابل است. طبیعی است که چنین توافقی مخالفانی در هر دو سوی...
✍️ ویرا
در میانه تنشها و سالها بیاعتمادی، هر توافقی میان ایران و آمریکا بیش از آنکه یک سند سیاسی باشد فرصتی برای کاهش هزینههای سنگین تقابل است. طبیعی است که چنین توافقی مخالفانی در هر دو سوی ماجرا داشته باشد؛ مخالفانی که از تداوم بحران، تنش و رویارویی سود سیاسی یا ایدئولوژیک و اقتصادی میبرند.
امروز نیز سه جریان بیش از دیگران در برابر مسیر توافق صفآرایی کردهاند: دولت اسرائیل، تندروهای جنگطلب در آمریکا و جریانهای افراطی داخلی از جمله طیفی از نیروهای نزدیک به جبهه پایداری که هرگونه مصالحه و گفتوگو را به معنای عقبنشینی تعبیر میکنند.
با وجود تفاوتهای عمیق میان این سه جریان، نقطه اشتراک آنها مخالفت با هر روندی است که بتواند از شدت دشمنی میان تهران و واشنگتن بکاهد. البته در یک نظام سیاسی پویا، شنیده شدن صدای موافق و مخالف امری طبیعی و ضروری است و هیچکس مدافع تکصدایی نیست. با این حال، عبور از نقد و مخالفت به سمت ساختارشکنی، التهابآفرینی و نفی هرگونه راهحل دیپلماتیک، مسیری است که نه به نفع کشور است و نه با مطالبات عمومی جامعه همخوانی دارد.
توافق بامداد امروز میان دونالد ترامپ و مسعود پزشکیان به امضا رسید و باید آن را نه از دریچه رقابتهای جناحی، بلکه از منظر منافع ملی دو کشور ارزیابی کرد. کاهش تنش، گشایش اقتصادی، افزایش ثبات منطقهای و کاستن از خطر درگیری نظامی، منافعی هستند که میتوانند نصیب هر دو طرف شوند؛ منافعی که در نهایت بیش از هر چیز به سود مردم خواهد بود.
تجربه نشان داده است که جنگ، تحریم و بحرانهای فرسایشی برنده واقعی ندارند. آنچه میتواند آیندهای باثباتتر و کمهزینهتر برای منطقه رقم بزند، گفتوگو و توافقی است که بر پایه منافع مشترک شکل گرفته باشد. شاید اکنون بیش از هر زمان دیگری لازم باشد به جای هیاهوی مخالفان، به توافق فرصت داده شود تا آثار و نتایج خود را نشان دهد.