شاعر ایلامی از دزدانی که به مولانا زدند گفت؛ دزد شعر و دزد عشق!
✍️ویرا – سیروان صیدمحمدی ـ نویسنده و روزنامهنگار شعر همهجا هست؛ حتی در شهری که گوشهای غریب افتاده است. گاهی در بلوطهای ایلام ریشه میدواند، گاهی در دار قالی، سخمه و گُلونی دختران...
گزارشی از نخستین بیان؛ عصری که غزل به آتش کشیده شد
ویرا | سیروان صیدمحمدی- روزنامهنگار شعر همهجا هست؛ حتی اگر شاعرش نباشد. شاعران سخن خدا را میشنوند و حرف دل خود را میزنند. نخستین فصل شعر کردی «بیان» عصر روز چهارشنبه ۲۲ مهرماه در مجتمع فرهنگی...
تلخند ختم در ایلام؛ اشک قرضی
✍️ سیروان صیدمحمدی ـ مثلاً طنزنویس اساساً ما ایلامیها هرجا که نباید بخندیم بیشتر میخندیم و این مشکل را در مراسم ختم به اوج خود میرسانیم؛ آنقدر که در «رِنگ گرتن» و «دس گرتن» برای یکدیگر استادیم....
✔️ نشان فقط یک نام میگوید؛ مهران تریبون را به جادهها بدهید
✍️ ویرا- سیروان صیدمحمدی؛روزنامهنگار میگویند جذابیت یک یادداشت به تیترش است؛ تیتری که یقه مخاطب را بگیرد و تا آخرین سطر رهایش نکند. اما جذابیت یک سفر به مقصدش نیست؛ به مسیرش است. به جادهای که...
✔️من ویلچرِ او هستم
✍️ویرا – شکراله شیرخانی مرا از آهن ساختند؛ سرد، سخت و بیجان. اما سالیان سال، بارِغمی را بر دوش کشیدم که از تمام کوههای جهان سنگینتر بود. بیستوپنج سال، همراهِ جوانی بودم که شهر، او را...
فوتبال، زندگی است؛ افسانهای که با پای چپ نوشته شد
✍️سیروان صیدمحمدی؛ روزنامهنگار فوتبال از همان لحظهای آغاز شد که یک توپ روی زمین افتاد و کودکی رؤیاهایش را با آن دنبال کرد؛ از همان زمینهای خاکی که بزرگترین اسطورههای جهان از دل آنها برخاستند....