نقدی بر خطاهای مدیریتی در پرونده ملکشاهی و بیمارستان امام خمینی
✍️ سیروان صیدمحمدی؛ روزنامهنگار
ویرا- اگر حادثه تلخ ملکشاهی رخ نمیداد، اگر ورود پرتنشی به بیمارستان امام خمینی(ره) ایلام صورت نمیگرفت، اگر برخی عوامل غیرانتظامی به تحریک فضا دامن نمیزدند، اگر عدهای با رفتارهای خشن در میان معترضان حضور نمییافتند، و اگر مسئولان استانی و شهرستانی ـ بهویژه در ملکشاهی، دانشگاه علوم پزشکی و شهرستان ایلام ـ عملکرد دقیقتر و مسئولانهتری داشتند،
بیتردید اعتراضات تا این سطح تداوم و بازتاب گسترده پیدا نمیکرد.
در پرونده ملکشاهی تا زمانی که رئیسجمهور دستور صریح برای پیگیری حادثه صادر نکرد، هیچ موضعگیری شفاف یا پیام همدلانهای از سوی مسئولان شهرستانی و استانی شنیده نشد؛ سکوتی که هزینه اجتماعی سنگینی به همراه داشت.
مصاحبه رئیس دانشگاه علوم پزشکی ایلام درباره وضعیت بیمارستان امام خمینی، نهتنها قانعکننده نبود، بلکه در تعارض آشکار با مشاهدات عینی مردم قرار داشت و به تشدید بیاعتمادی عمومی دامن زد.
هرچند مواضعی که این روزها از سوی دولت و وزیر بهداشت در سطح ملی مطرح میشودامیدبخش است، اما این صداها باید پیش از آنکه رسانههای خارجنشین روایتگر ماجرا شوند، ابتدا از درون استان ایلام شنیده میشد.
مدیران و مسئولان استان، در همه سطوح دولتی، انتظامی و نظامی، باید حق اعتراض مسالمتآمیز را به رسمیت بشناسند و در میدان گفتگو بیش از پیش حضور داشته باشند حالا این وسط دو تا جمله درشت و نامحترم هم بشنوند به کجا بر میخورد!
نمونه روشن این رویکرد را میتوان در آبدانان دید؛ جایی که بیش از دو تا سه هزار شهروند به خیابان آمدند، نیروهای نظامی و انتظامی کنار کشیدند، حتی یک کیسه برنج به سرقت نرفت و تجمع پس از ساعاتی بهطور طبیعی پایان یافت( هرچند نباید کسب و کار مردم مورد تعرض قرار گیرد).
در این شهرستان با وجود فشار شدید اقتصادی، برنجهای فروشگاهها غارت نمیشود؛ این پیام روشنی دارد: مردم معترضاند، تحت فشارند، اما دزد نیستند.!
در سرابله نیز با وجود شبی پرچالش، هرچند تیراندازی و آتشزدن بانکها مورد پذیرش نیست، اما شکسته شدن سکوت شهر و ناآرام بودن آن تنها چند ساعت به طول انجامید و به خشونت فراگیر منجر نشد.
معتقدیم مدیریت میدان در ملکشاهی نیز تا پایدار شدن اوضاع به بزرگان و جوانان این شهر سپرده شود و از رفتارهای تحریکآمیز تحت هر عنوانی به جد پرهیز شود.
اکنون که ایلام حتی بیش از استانهایی چون لرستان، تهران، شیراز، همدان و اصفهان در کانون توجهات رسانهای و جهانی قرار گرفته، ضروری است دلایل این وضعیت بهصورت کارشناسی، دقیق و بدون تعارف بررسی شود.
چرا ایلامیها شدیدا معترض بودهاند؟ به طور مثال دستگاههای خدماتی مثل شهرداری، آب و برق و مخابرات وگاز و … چه مقدار در طول زمان باعث عصبی کردن مردم شدهاند؟ چرا سطح تابآوری مردم تا این حد پایین کشیده شده است؟
ایلام استان نداری نیست؛ مردم از نظر مطالبهگری و فرهنگی و اجتماعی فقیر نیستند اما سالهاست هزینه فقر ساختاری را میپردازد و به اصطلاح میز تمام فقرا را حساب کرده؛ فقری که ریشه در زیرساختهای معیشتی، درآمد پایین، تورم افسارگسیخته و توسعهنیافتگی مزمن دارد. در این ساختار باید بازنگری و اصلاح جدی صورت گیرد و هر چند دیر است اما باید آغاز شود.