✍️سیروان صیدمحمدی؛ روزنامهنگار
فوتبال از همان لحظهای آغاز شد که یک توپ روی زمین افتاد و کودکی رؤیاهایش را با آن دنبال کرد؛ از همان زمینهای خاکی که بزرگترین اسطورههای جهان از دل آنها برخاستند.
توپ گرد است؛ درست مثل زمین. انگار تقدیرش این بوده که دور دنیا بچرخد و آدمها را به هم پیوند بزند.
فوتبال از نداشتنها ساخته شده است؛ از پول نداشتن برای خرید کفش، برای بلیت مسابقه، از شبهای بیخوابی، از گذاشتن یخ روی پای ورمکرده، از درد، از مصدومیت و از اشکی که کسی نمیبیند. شاید برای همین است که میگویند فوتبال و کشتی، ورزش بچههای فقیرند؛ چون رؤیا را از دل سختی بیرون میکشند.
فوتبال تنها ورزشی است که جادو میکند. جادوگری در رگهایش جاری است؛ با روح و روان آدمها کار دارد. از کوچههای داغ جنوب، از توپ پلاستیکی روی زمین تفتیده، از گرمایی که پا را میسوزاند، اسطوره میسازد. برزیل، آبادان و جنوب؛ همه یک زبان دارند؛ زبان فوتبال.
فوتبال، قصه «اگر»هاست؛
اگر علی دایی زودتر فوتبالش را آغاز میکرد…
اگر علی کریمی بیشتر به تمرین تن میداد…
اگر احمدرضا عابدزاده آن مصدومیت را تجربه نمیکرد…
اگر آن اتفاقها برای مجاهد خذیراوی رخ نمیداد…
اگر سردار آزمون در آن مقطع به تیم ملی دعوت میشد…
اگر رونالدو نازاریو مصدوم نمیشد…
و هزاران «اگر» دیگر.
زیبایی فوتبال به همین شدنها و نشدنهاست؛ به همین حسرتهایی که هیچوقت تمام نمیشوند.
فوتبال فقط نود دقیقه نیست؛ نود سال است. کسی که با فوتبال متولد میشود، با فوتبال زندگی میکند و با خاطرات همان توپ از دنیا میرود.
فوتبال درس است؛ قانون است. ماده دارد، تبصره دارد، بند دارد. کافی است یک بند پا از آخرین مدافع جلوتر باشی؛ گل مردود است. قانون، قانون است؛ حتی برای مسی.
فوتبالیست اگر مدیریت خوانده باشد، تعریف این علم را میداند؛ مدیریت یعنی اداره امور توسط دیگران. اما مسی گاهی این تعریف را به نفع نبوغش کنار میگذارد. خودش بازی را میسازد، خودش گره را باز میکند، خودش پاس آخر را میدهد و گاهی خودش هم ضربه آخر را میزند؛ انگار در زمین، مدیر، بازیساز، طراح و تمامکننده، همه یک نفر است.
فوتبالیست، سیاستمدار هم هست. هیچوقت همه حقیقت را نمیگوید. این را بیشتر وقتی دریبل میزند یا پشت ضربه پنالتی میایستد میشود فهمید؛ جایی که با یک حرکت، حریف را به سمتی میفرستد و توپ را به سمت دیگر.
اگر گابریل گارسیا مارکز فوتبالیست بود، سبکش را از پای چپ مسی انتخاب میکرد و شاید شاهکارش را «صد سال فوتبال» مینامید.
مسی، افسانهای است که با پای چپ نوشته شد؛ همانگونه که مارادونا با دست و پا اسطوره شد و از آسمانها مراقب آرژانین برابر انگلیس بود. یکی با نبوغ، دیگری با عصیان؛ اما هر دو، فوتبال را از یک بازی ساده به بخشی از حافظه جهان تبدیل کردند.
فوتبالیست فقط گل نمیزند، فقط زخم نمیخورد؛ گاهی زخم میزند؛ به غرور، به تاریخ و به تمام پیشبینیهایی که خیال میکردند فوتبال قابل پیشبینی است.
فوتبال فقط یک ورزش نیست؛ روایتی است از امید، رنج، شکست، بازگشت و رؤیا.
تا دقایقی دیگر، سوت آغاز فینال جام جهانی ۲۰۲۶ به صدا درمیآید؛ مسابقهای که شاید بیش از یک فینال باشد؛ تقابل دو نسل، دو روایت و دو نگاه به فوتبال. یکسو لیونل مسی؛ افسانهای که با پای چپ نوشته شد و سوی دیگر لامین یامال؛ ستارهای که شاید نخستین فصل افسانه خودش را بنویسد.
امشب، فارغ از آنکه جام در دستان آرژانتین بالا برود یا اسپانیا، فوتبال یک بار دیگر ثابت میکند که بزرگتر از نامها و جامهاست. اسطورهها میآیند، میدرخشند و میروند، اما جادوی یک توپ گرد باقی میماند؛ همان جادویی که از زمینهای خاکی آغاز شد و دل میلیونها نفر را به هم گره زد.
برای همین است که فوتبال فقط یک بازی نیست؛ فوتبال، زندگی است.