احترام بگذارید؛ دهه هشتادی وارد میشود
سایت ویرا –هدي خيرالهي- انتقاد و اعتراض در هر جامعهای چنانچه ساختار سیاسی و اقتصادی آن کشور پذیرای پرسشگری و مدنیت باشد، نه تنها ضعف نیست بلکه یک حُسن و نشان از پویایی شهروندان و آن جامعه...
در ایران نیز چنانچه گفتگو و فهم مشترک ملت و حاکمیت از هم قبل از وقوع حوادث و اعتراضات مبنای ارتباط با شهروندان قرار گیرد شاهد کشوری پویاتر و قانونمندتر خواهیم بود.
اعتراض و مطالبهگری در ایران ریشه در هویت و تاریخ دارد و مردم همواره کژیها و نابسامانی اجتماعی را برنتافتهاند و تغییر در سلسلههای پادشاهی در ایران از کیومرث تا محمدرضا پهلوی و در معاصر نیز از انقلاب مشروطه تا انقلاب سال ۵۷ که با راهبری روحانیون،روشنفکران و بازاریان به وقع پیوسته است نیز نمونهای از این مطالبهگری مردم است.
مطالبهگری بخش جداییناپذیر فرهنگ ایرانی بوده است و از ابتدای انقلاب اسلامی نیز هر چند با فراز و نشیب اما به شکلهای مختلف و متفاوت خود را نشان داده است. قاطبهی دهه پنجاهیها که مولود انقلاب میباشند وابسهتر به نظام سیاسی موجود هستند ، دههی شصتیها نسبت به رویدادها کجدار و مریز ، دهه هفتاد با شور بیشتر اما دهه هشتادیها به دلیل ظهور و بروز تکنولوژی بویژه شبکههای اجتماعی معترضتر، جسورتر و مطالبهگرتر هستند.
بر اساس آمار رسمی از زبان سیدجلال حسینی معاون سیاسی سازمان بسیج کشور 70 درصد از معترضین دستگیر شده زیر ۲۰ سال هستند و با نسل جوان نمیتوان با ساختارهای معیوب نهادهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و… کشور تحت تعهد و بازداشت سخن گفت؛ نهادهایی که تغییر در ساختار آنها الزامی است.
دهه هشتادیها حاصل تعارض بین نسلی و خمیرمایه پدران و مادران دهه پنجاهی و شصتی هستند که در جبران بخشی از نداشتهها و محدودیتهای خود سعی در رفع تمام نیازهای فرزندان خود دارند و به عبارت دیگر میتوان گفت که برای پرنمودن خلا نوجوانی خود هرچند «دوچرخه» به نام فرزندانشان خریدند اما دوچرخه ای برای کودک درون خود بود و البته در تمام دهه هشتادی ها اینگونه نیست و در بسیاری از خانوادهها رفع فقر و اشتغال اولویت اصلی این نسل است.
«دوستی گفت:برادرم وقتی به عنوان کارمند استخدام شد از اولین حقوق خود دوچرخه خرید و در گوشه حیاط قرار داد ولی هیچ گاه سوار آن نشد.»
آمار دقیقی در خصوص شرایط اجتماعی و فردی معترضان اخیر در دست نیست اما نوجوانان و جوانان امروز با طرز پوشش و آرایش خاص خود از سوی والدین از نظر مالی تامین شده و خانه و خودرو آنها از ابتداییترین داشتهها، حقوق و بدیهیات زندگی آنها محسوب میشود ؛ اما این جامعهای که خانواده با فرزندانش مهربانتر و دست و دلبازتر شده هنوز بر پاشنهی محدودیت و سخت گیری میچرخد و شاید فرزندی که در خانواده « نه »نشنیده است توقع و پذیرش «نه» شنیدن از جامعه و دولتها را ندارد.
نسلی که الگوی بیشتر آنها چهرههای پاپ خارجی ، رپرها و گروه کی پاپ BTS کرهای است و این امر در سبک پوشش و آرایش و نحوه بیان نظرات آنها مشهود است و بیشتر از نسلی که« اوشین »دیده است «جومونگ»را که به دنبال هدف والا بوده میپسندند که نتیجه خلا برنامه ها و تولید محتوای ایرانی مورد پسند این نسل در کشور توسط نهادهای پرتعداد فرهنگی است.
متولدین این دهه با آشنایی بسیار بیشتر به فضای تحت وب و ویپیان نسبت به والدین و دیگر نسلها هیچ محدودیتی مانع تحقق رویاهای آنها نخواهد شد و فیلترینگ خواسته ها و جهتدهی به آرزوهای آنها در حالی که مرزهای دهکده جهانی را در نوردیدهاند و سطح خواستههای خود را جهانی پایهگذاری نمودهاند دشوار است. اگر به متن ترانههای گروه “بیتیاس” دقت شود اغلب به فرد گرایی، سلامت روح و روان ، عشق به خود و مسایل و دغدغههای شخصی و اجتماعی می پردازد موضوعی که کمتر توسط کارشناسان فرهنگی کشور و رسانه ملی بدان توجه شده است.
دهه هشتادی طالب تغییر است
خلیل کمربیگی دانش آموخته جامعه شناسی و پژوهشگر اجتماعی و فرهنگی به ویرا گفت: تغییرات سریعی که در دهههای اخیر در مسائلی چون جمعیّت، دانش، فرهنگ و فنآوری در ایران پدید آمده، سبب پدیدآوردن نسلی نو شده است که طالب تغییر بوده و در مفهوم تداوم فرهنگی تحول ایجاد کرده است. در سالیان اخیر، روند تغییرخواهی آنان شتاب بيشترى به خود گرفته و جوامع در حالگذاری همانند ایران را بیشتر در معرض تهديد قرارداده است. اگر جامعه ایران، خود را براى پیامدهای آن آماده نسازد، با آسيب بيشترى روبهرو مىشود؛ لذا تأثير اين پديده در شرايط جديد، بيشتر بوده، و خطرات بيشترى را متوجهِ كارگزاران و برنامهريزان مىسازد.
در جهان جدید نسل جدید ایرانی مستثنی از نسل جدید در سایر جوامع نیست. ارزشهایی که توسط منابع مختلف صادر می شود، ذهن و زبان نسل جدید جامعه ایرانی را نیز تحت تأثیر قرار داده و آنها نیز خواهان ارزشها و هنجارهایی میشوند که هم نسلان آنها در تمامی جوامع دارند.
باید دانست، کودکان و نوجوانان این نسل، تمایلات و نیازهای یکسانی ندارند. آنها از هر حیث متفاوت هستند. اگر نسل های پیشین را می توانستیم با توجه نوع خواسته، سبک پوشش، آرایش و غیره از یکدیگر متمایز نماییم، نسل جدید ایرانی ترکیبی از خواسته ها، ارزش ها و انتظارات متفاوت را با خود به همراه دارند. سبک های پوشش و آرایش مختلف در بین آنها دیده می شود. ارزش ها و انتظارات رنگارنگی که برخی از خواسته های آن ها را می توان در آهنگ “برای”، یافت. نسلی که بسان نسل های پیشین تنها دغدغه اشتغال و بیکاری ندارند؛ بلکه برخی دیگر از آنها، جویندگان و خواستاران ارزش های جهانی، زندگی با کیفیت بهتر و متفاوت با نسل های پیشین هستند. در بین نظام ارزشی نسل نو ایرانی، ارزش های گوناگون سنتی، مدرن و پسامدرن دیده می شود. سبک های مختلف دینداری را در بین آنها می توان ملاحظه نمود. هم سرود سلام فرمانده می خوانند و هم در خیابان فریاد اعتراضی بر سر متولیان جامعه می کشند. در آسمان این نسل، ستاره های مختلف با تلألوهای گوناگون یافت می شوند. یک رنگ نبوده و رنگین کمانی از رنگ ها را در بین آنها می توان دید. تشویق و ستایش یکی و تمسخر یا نادیده گرفتن آمال و آرزوهای دیگری و مقایسه چشمداشت ها و انتظارات آنها با نیازها و خواسته های نسل های پیشین، خطایی بزرگ است.
باید دانست همه آنها فرزندان این سرزمین هستند. چه آنهایی که سرود سلام فرمانده می خوانند و چه دیگرانی که در خیابان اعتراض کرده و فریاد می زنند. هم آن سرود سلام فرمانده و هم این فریاد اعتراضی را باید به بانگ و آواز پویایی این جامعه تعبیر نمود. این نسل نه به نصیحت، بلکه به فهمیدن نیاز دارند. متولیان جامعه باید خواسته ها و انتظارات آنها را بفهمند و برای آن پاسخی قانع کننده داشته باشند. بانگ و فریادهای این نسل را باید شنید. برای شنیدن خواسته های آنها باید گوش ها را تیز کرد و از موضعی برابر با آنها سخن گفت. گفتگو با این نسل و توجه به نیازهای آنها، نیاز ضروری این جامعه است. نباید به بخشی از این نسل میدان داد و برخی دیگر را به عنوان حاملان فروپاشی مجازات نمود.
جامعه پویا و زنده، جامعه ای است که تبلور خواسته ها و انتظارت همه افراد آن باشد. چتری را باید گستراند تا همه افراد این سرزمین در زیر سایه آن قرار گیرند. رنگین کمان تفاوت های ارزشی و هنجاری در ایران را بایستی پذیرفت. سکوت و سکون یک جامعه، بیشتر آن را به سمت فروپاشی می کشاند تا طرح خواسته ها و نیازها توسط اعضای آن؛ جامعه ایرانی در طول ادوار مختلف، هر وقت دچار رخوت و سکوت بوده، به زوال سیاسی نزدیکتر شده است. نادیده نگرفتن خطاهای کوچک فرزندان ایران زمین و تعبیر خواسته ها و تحلیل فریادهای آنها به عنوان کارگزاران و مزدوران بیگانه، خطای بزرگ دیگری است که نیاز به اصلاح دارد.
دهه هشتادی میخواهد فرمانروای قلمر خود باشد
تغییر در تفکر و دیدگاههای این نسل که نسبت به آرمانها و ارزشهای خود سختگیر هستند، به مراتب دشوارتر است و به اجبار نمیتوان آنها را اقناع کرد ، بلک میتوان با زبان خودشان گفتکو کرد؛ فقط گفتگو نه تحقیر، توصیه و نصیحت!.
نسلی که بیشتر آنها یا تک فرزند هستند و از نعمت خواهر برادر محروم هستند و سلاطین خانه هستند میخواهند فرمانروای قلمرو جامعه خود نیز باشند و انتظار دارند به آنها اعتماد شود؛ نباید خود آنها یا خواستههای آنها را تحقیر یا کمارزش شمرد. هر وقت پذیرفته شد که این نوجوانان و جوانان با نسل های گذشته تفاوت دارند میتوانیم با آنها گفتگو کنیم؛ گفتگو نه در شرایطی که باتون روی سر اوست و با با تعهد ،بلکه باید افرادی مستقل و خارج از بدنهی دولت و حاکمیت که درک متقابلی از خواستهها و نیازهای آنها دارند گفتگو را آغاز کنند و البته پیش از گفتگو باید فهمیده شوند.
این نسل غُرزدن ، گلایه و شکایت پدرانشان را که فقط توانستهاند در خود و خانه تجمع اعتراضی راه بیاندازند، شنیده و نمیخواهند راه پدرانشان را ادامه دهند بلکه شاید خواستهاند شخصا برای رفع دغدغههای والدین دست به کار شده و اعتراض نمایند و به عبارتی فریاد پدرانی که بارها «نه »شنیده اند، باشند.
نسل مطالبهگر دهه هشتادی و هفتادی اخلال در کارکرد فرهنگی و اقتصادی کشور را بر نمیتابد؛ نوجوان ایرانی که رفاهیات بیشتر را طلب میکند و خود را کمتر از یک نوجوان لندن نه، دوبینشین نمیبیند اگر با محدودیت در آزادیهای مدنی و اجتماعی مواجه شود واکنش نشان میدهد و در هر فرد نسبت به فرد دیگری متفاوت است؛ البته اگر هیجان و پرسشگری و مطالبهگری در نزد فرزندانمان وجود نداشته باشد باید در سلامت روان آنها شک کرد.
الگوی زیست جوانان امروز تغییر کرده است و باید بر این اساس نگرش و رویکرد نهادهای اثرگذار و تصمیمگیرکشور تغییر کند و حتما دانشجویان و جوانان اگر احساس کنند زبانی که برای گفتگو با انها انتخاب شده زبان تهدید و تمسخر نیست حرفهای زیادی برای گفتن دارند؛ این نسل در آینده مسئولیت های مهمی را بر عهده خواهند گرفت باید آنها را درک کرد .
این نسل متنفر از شعارگرایی و دروغ به ندرت احساسی هستند و دربرخورد با مسائل با تکیه بر توان فردی ، تحولگرایی و مشارکت مدنی در مسایل اجتماعی آمادگی رفع مسایل و مشکلات کشور را دارند و یکی از راه هایی که می شود از وجود آنها استفاده بهینه نمود مشارکت دادن آنها در مسایل و حوزه های کلان کشور است.
دسترسی سریع و شفاف به اطلاعات مورد نیاز رسانهها و جامعهشناسان برای تحلیل واقعبینانه از این رخداد،اعتماد به رسانههای داخلی و بومی برای مدیریت افکار عمومی بر اساس جریان آزاد گردش اطلاعات،پرهیز ار اظهار نظرهای افراطی در خصوص مسئله حجاب،لزوم استفاده از روانشاسان و جامعهشناسان در مراکز نظامی و امنیتی در شرایط مشابه ، بازنگری در قوانین مربوط به حق اعتراض و مکانیابی در سطح شهرها،لزوم پرهیز از سخت گیری های امنیتی در مورد نوجوانان و افراد دهه هشتادی و ترسیم افق پیش روی کشور در حوزه اشتغال، رفاه و تحصیل دانش آموزان و دانشجویان میتواند از راه های برونرفت از شرایط موجود باشد.