چرا خسروی آری مهران نه!
✍️هدی خیرالهی
یکی از شاخصهای کلیدی توسعه در سنجش کارآمدی حکمرانی محلی، نرخ تبدیل مزیتهای بالقوه به سرمایهگذاری بالفعل است؛ شاخصی که نشان میدهد یک استان تا چه اندازه میتواند فرصتهای خود را به پروژههای اجرایی و اشتغال پایدار تبدیل کند. از این منظر، ماجرای طرح خرمای مجول در ایلام صرفاً یک پرونده کشاورزی نبود، بلکه یک شاخص در مدیریت سرمایهگذاری بود.
حدود یک سال پیش، سفر مسئولان ارشد استان ایلام به جاسک برای بررسی طرح کاشت خرمای مجول، با حضور طیف وسیعی از نهادهای تصمیمساز و نظارتی انجام شد؛ از استاندار ایلام و مدیران اقتصادی گرفته تا امام جمعه، رئیس سازمان بازرسی استان و…!. این ترکیب گسترده، پیام روشنی داشت: پروژه از سطح یک بازدید معمولی فراتر رفته و وارد مرحله تصمیمسازی کلان در کاخ سفید خیام شده است.
در همان مقطع، این سفر به عنوان نشانهای از عزم جدی استان برای جذب سرمایهگذاری معرفی شد. از ظرفیتهای مهران و دهلران گفته شد، از مزیتهای مرزی، از بازار عراق، از ارزش افزوده بالای محصول و از اشتغال پایدار. حتی رسانه ویرا نیز از منتقدان گلایه کرد و معتقد بود نباید با ایجاد فضای بدبینی، مسیر ورود سرمایهگذار به استان را مختل کرد؛ زیرا ایلام بیش از هر چیز به سرمایهگذاری و توسعه نیاز دارد.
اما اکنون، پس از گذشت یک سال، مسئله اصلی نه در سطح روایتهای رسانهای، بلکه در سطح خروجی قابل اندازهگیری قرار دارد.
پروژهای که قرار بود در مهران و دهلران اجرا شود، امروز در قصرشیربن و خسروی کرمانشاه در حال اجراست؛ پروژهای ۲ هزار هکتاری که بنا بر اعلام مجریان آن( پیوند پارس) حدود ۱۵۰۰ فرصت شغلی مستقیم و غیرمستقیم ایجاد خواهد کرد.
در اینجا مسئله از یک طرح کشاورزی فراتر میرود و وارد حوزه رقابتپذیری نهادی استانها در جذب سرمایه میشود. زیرا در اقتصاد منطقهای، سرمایه نه بر اساس وعدهها، بلکه بر مبنای شاخصهایی مانند سرعت تصمیمگیری، کاهش اصطکاک اداری، ثبات تصمیمات و سطح حمایت نهادی جابهجا میشود.
نکته مهمتر آن است که بر اساس اطلاع نگارنده، ایلام بیش از ۱۰ هزار هکتار زمین مستعد از اراضی طبیعی برای اجرای این طرح در اختیار داشته است. بنابراین، متغیر کمبود منابع طبیعی نمیتواند توضیحدهنده این جابهجایی سرمایه باشد.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است: در زنجیره تصمیمسازی استان، کدام گره نهادی یا اجرایی باعث شد این پروژه در ایلام متوقف بماند و در استان همجوار به مرحله اجرا برسد؟
آیا حاشیهسازی رسانهای، ماهان را از ایلام فراری داد؟
آیا ضعف مدیریتی استاندار و تیم اقتصادی باعث عدم سرمایهگذاری شد؟
مسئله این نیست که چرا کرمانشاه توانسته این پروژه را جذب و اجرا کند؛ مسئله این است که چرا ایلام با وجود برخورداری از مزیتهای طبیعی و مرزی نتوانسته همان نتیجه را محقق کند.
در نهایت، توسعه نه با تعداد سفرهای رسمی و جلسات تصمیمسازی، بلکه با میزان تحقق پروژههای واقعی سنجیده میشود؛ پروژههایی که روی زمین اجرا میشوند و به اشتغال و تولید منجر میگردند.
و پرسش اصلی همچنان باقی است:
در استانی که زمین مستعد وجود داشت، سرمایهگذار شناسایی شده بود و حتی بالاترین سطوح مدیریتی و نظارتی استان در فرآیند بازدید حضور داشتند، دقیقاً کدام حلقه از زنجیره حکمرانی باعث شد حداقل ۱۵۰۰ فرصت شغلی به خسروی برسد اما به مهران نه؟
عدم سرمایهگذاری ماهان و خرمای مجول شاخصی برای ارزیابی توانمندی استاندار ایلام بود اما خسروی خرمای مجول را خورد و احمد کرمی فقط با هستهاش بازی کرد!